یاد داشتی بر نوشته داکتر اسپنتا

خرید بک لینک

نوشته داکتر اسپنتا را در رابطه به جنگ و صلح در کشور در روزنامه هشت صبح خواندم. نوشته جالب و خواندنی بود. در این نوشته آقای اسپنتا صلح با طالبان را ساده انگاری دانسته و موضوع راه حل نبودن جنگ برای استقرار ثبات در کشور را نادرست خوانده است. همچنین از فعال بودن منابع تمویل وحمایت خارجی گروه طالبان، مداراجویی امریکایی ها و دخالت های سازمان های استخباراتی در این امر یاد کرده و در کنار آن عوامل داخلی را نیز برجسته ساخته است. عوامل داخلی در نوشته اش به صورت کل به دو دسته تقسیم می شود؛ یک ضعف حکومت داری و دوم احساس تعلق عاطفی و تباری برخی از سیاست مداران به طالبان که همواره به گفته ی آقای اسپنتا سعی کرده اند طالبان از بین نرود و حتی بد ترین وحشت دوران معاصر را اپوزیسیون و برادر ناراضی جلوه بدهند.

این نوشته ی داکتر به صورت کل خوب است اما هیچ راه حل عملی را برای ختم بحران و غایله ارائه نمی کند. ازبی فایده بودن صلح و فایده داشتن جنگ با طالبان سخن می گوید اما در کنار آن از توان مندی طالبان و شکست ناپذیری این گروه در برابر دولت ضعیف کابل سخن می گوید. به رغم واقعی بودن نکات زیادی نوشته وی اما این برداشت و تحلیل او بسیار غیر واقعی است. درست است که دولت ضعف دارد و نیروهای امنیتی ما با مشکل ضعف رهبری و عدم هماهنگی مواجه است اما نمی توان فراموش کرد که همین نیروها کندوز را که طالبان ماه ها و شاید سال ها برای سقوط آن برنامه ریزی کرده بودند در ظرف چند روز پس گرفتند. در سایر مناطق نیز نیروهای امنیتی دست بالای دارند اما مشکل در جای دیگر است. دلیل برگشت نیروها از سنگین در هلمند نیز آماده شدن برای حمله تهاجمی خوانده شده است.

مساله حمایت پاکستان از طالبان و موافقت تلویحی امریکا با سیطره سیاسی پاکستان بر افغانستان در چارچوب منافع سیاسی قابل رد نیست اما وقتی جناب داکتر خود نیک می داند که طالبان از سوی این کشور حمایت می شود و امریکا بازی دوگانه می کند، پس در این صورت دولتی را که بین مبارزه با طالبان و بازسازی درون نهادی تشویق می کند، چطور قادر می داند که این جنگ را ببرد. یعنی وقتی خود از توان مندی طالبان و ضعف دولت سخن می گوید چگونه از پیروزی جنگی دولت سخن می گوید. اگرچه تصورش از جنگ های طالبان و مبارزات نیروهای امنیتی دقیق نیست و بیشتر تحت تاثیر رسانه های غربی از قوت نیروهای امنیتی چشم پوشی کرده و قوت طالبان را ناخواسته برجسته ساخته است.

در مورد صلح نمی توان زیاد خوشبین و یا زیاد بدبین بود. این روند بیش از هرچیزی به بازی های کلان منطقوی و جهانی ارتباط دارد و در قدم دوم هماهنگی و برنامه ریزی دولت افغانستان و گروه های سیاسی دخلیل در قضایا مهم است.

امریکایی ها در چهارده سال گذشته پیشتاز فرایند های سیاسی و نظامی در افغانستان و منطقه بوده است اما مساله سوریه که منجر شد روسیه نیز وارد عرصه شود، درافغانستان هم معادله تغییر کرده است. بنابراین در این جا امریکایی ها حد اقل برای خارج نشدن نبض بازی از دست خودشان و محدود سازی روسیه، تلاش می کنند عوامل حضور روسیه را کاهش دهند. باوجود که این کشور برای ادامه حضورش برنامه های خود را دارد اما بازهم باید از فرصت های که پیش می آید ما استفاده کنیم. و نکته دیگر این که دولت مردان افغانستان از هر طریقی که می شود باید روند صلح و مصالحه را که بر اساس آن ثبات به وجود بیاید و ارزشها حفظ گردد تقویت کنند. تا ابد که نمی توان به شرق و غرب نگاه کرد که پانک ترازو به نفع کدام یک سنگینی می کند تا ما انتخاب خود را بکنیم.

پیوست...

ما را در سایت پیوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 0:17

صفحه بندی